از کاریکلماتور چه می‌دانید؟

کاریکلماتور (آمیختهٔ کاریکاتور و کلمات) نامی است که پرویز شاپور در سال ۱۳۴۷ بر نوشته‌های خود که در مجلهٔ خوشه به سردبیری احمد شاملو چاپ می‌شد گذاشت. این واژه حاصل پیوند دو واژ‌ی “کاریکاتور” و “کلمه” است. به دید شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده‌است.

ویژگی‌ها

  • کاریکلماتور نثر است.
  • بازی زبانی دارد تا بتواند گفتنی‌ها را دیدنی کند.
  • طنز دارد.
  • از نظر معنایی، صراحت دارد.
  • از چند معنی‌ای واژه‌ها سود می‌برد.
  • معمولاً از بدیهیات و روزمره‌ها و دم دستی‌هااست.
  • سابقه‌ای در ادبیات کهن به عنوان یک ژانر ندارد. اما می‌شود نمونه‌هایی در نثر و نظم پیدا کرد.
  • ایجاز از ویژگی‌های کاریکلماتور است.
  • غافل‌گیری دارد که با غافل‌گیری شعری متفاوت است.
  • نوع لذت در کاریکلماتور با شعر متفاوت است.

نمونه‌هایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور

  • وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.
  • قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی‌رود.
  • جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می‌کند.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
  • فاصله بین دو باران را سکوت ناودان پر می‌کند.
  • فریاد زندگی در سکوت گورستان ته‌نشین می‌شود.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون می‌گذارم.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
از کاریکلماتور چه می‌دانید - 1

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.