باورهایی که شما را محدود می‌کنند!

برای همه‌ی افراد آسان است که تقصیر را گردن شرایط یا دیگران بیندازند که چرا به هدف نمی‌رسند! اما آیا تابه‌حال به این قضیه فکر کرده‌اید که شاید این خود شما باشید که در حال محدود کردن خود هستید؟ همه‌ی ما باورهایی داریم که به‌طور غیرمستقیم روی موفقیت یا عدم موفقیت‌مان تاثیر می‌گذارند. باورهای محدودکننده، خود را به اشکال متفاوتی نمایان می‌کنند، گاهی اوقات فکر می‌کنیم که باورهایمان از ما حمایت می‌کنند، اما یک‌دفعه سروکله‌ی باورهای محدودکننده پیدا می‌شود و راهمان را مسدود می‌کند!

باورهای ما، از روی داستان‌هایی شکل می‌گیرد که در طول زندگی تجربه کردیم یا برای خود تعریف کرده‌ایم و هرچقدر شواهد بیشتری پیدا کنیم، باورمان قوی‌تر می‌شود. حال انتخاب با ماست، که پتانسیل را افزایش دهیم یا فقط محدودیت را زیاد کنیم!

بهتر است کمی زمان برای خودتان بگذارید و فکر کنید! باورها و افکار شما چه تاثیری برروی زندگی‌تان دارند؟ در ادامه به بیان برخی باورهای محدودکننده می‌پردازیم.

زمان ندارم

هرچقدر چیزی را بیشتر تکرار کنید، بیشتر آن را باور می‌کنید و آن اتفاق، واقعاً می‌افتد! این درحالی است که شما می‌توانید کاری کنید که از 24 ساعت خیلی بیشتر از 24 ساعت استفاده کنید! بهتر است زمان خود را مدیریت کنید، از برگه‌ای استفاده کنید و توی آن تمام کارهای روزانه و زمان صرف‌شده برایش را یادداشت کنید تا کم‌کم به مدیریت زمان عادت کنید.

 

من نمیتوانم

این از محدودکننده‌ترین باورهاست! شما به‌خودتان حتی فرصت امتحان‌کردن هم نمی‌دهید، چه برسد به اینکه ببینید می‌توانید یا نه! درواقع انگار دارید دست‌هایتان را می‌بندید و هرچقدر این را بیشتر تکرار می‌کنید، ناخودآگاهتان بیشتر آن را باور می‌کند! حتی اگر واقعاً مطمئن هستید که نمی‌توانید، به خودتان بگویید که “الان” نمی‌توانید!

باورهایی که شما را محدود می‌کنند - 1
 

من به اندازه‌ی کافی خوب نیستم

همه‌ی ما به اندازه‌ی کافی خوب هستیم و این دلیل بودنمان است! ما برای هرچیزی که می‌خواهیم شایستگی داریم، اما زمان‌هایی که تهدیدی در زندگی‌مان پدیدار می‌شود، باور می‌کنیم که خوب نیستیم! به همین‌علت محافظه‌کارانه عمل می‌کنیم و خود را محدود می‌کنیم و به صدایی که می‌گوید نباید هیچ‌کاری انجام دهیم، گوش می‌کنیم. باور کنید که شما خوب و کافی هستید!

 

مورد قضاوت قرار می‌گیرم

بیشتر ما در بیشتر اوقات از قضاوت‌شدن می‌ترسیم و این ما را از انجام خیلی کارها باز می‌دارد، اما حقیقت این است که هرچقدر بیشتر روی این قضیه تمرکز کنید، قضاوت‌های مردم بیشتر به چشمتان می‌آید و تاثیرگذارتر می‌شود. شما هیچ کنترلی روی افکار و احساسات بقیه ندارید، و حتی ممکن است بقیه هیچ فکری راجع به شما نکنند! اما اگر حتی فکری هم بکنند، صرف همین حقیقت که شما خودتان را نشان دادید باعث می‌شود بیشتر از اندازه‌ی کافی خوب باشید! پس نترسید.

 

من شکست خوردم

اگر همیشه به شکست‌هایتان به عنوان سد نگاه کنید، دیگر راهی برای ادامه‌دادن نخواهید داشت. این قضیه قدرت شما را کاهش می‌دهد و جلوی شما را خواهد گرفت! فقط به این علت که همه‌چیز آن‌طور که می‌خواستید پیش نرفته، به این معنی نیست که شما شکست خوردید! انتخاب با شماست، که از شکست‌هایتان دیواری بر سر راهتان بسازید، یا آن‌ها را تبدیل به پله‌ای کنید و به بالاتر بروید!

 

من هیچوقت نمی‌توانم

این درواقع ترکیبی از دیدگاه شخصی و کلی‌نگری است، با استفاده از کلماتی همچون هیچوقت و همه‌چیز، شما هرگونه راهی را برای چیزهای خوب و انتظارات مثبت مسدود می‌کنید! اگر به خودتان بگویید که هیچوقت نمی‌توانید، از همه‌چیز و تمام اتفاقات در زندگی دوری می‌کنید، به جای آن، به خود بگویید که “هنوز” موفق نشده‌اید! قدم‌های کوچک بردارید تا به چیزهای بزرگ برسید و توانایی خود را نشان دهید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.